بلاگ ها

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به بلاگ ها بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف بلاگ ها این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

question_answer یک لول بالاتر

روز چهارشنبه با اینکه هنوز از لحاظ فکری خیلی به ساختار منسجم و جامعی برای ارائه نرسیده بودم وارد جلسه شدم.
جلسه به درخواست خودم بود. گفتم که میخوام درباره یه سری مسائل بنیادی تری که پیش نیاز بحث اسکرام هست صحبت کنم.
وقتی وارد اتاق شدیم مدیر عامل کاملا مشخص بود که حوصله این جلسه رو نداره و به شوخی میگفت عامو ولم کنین :)
جلسه خیلی خوب بود و مدیر عامل اعتراف کردند که واقعا حوصله جلسه نداشتم اما جوری ارائه کردی و درباره چیزایی حرف زدی که حض کردم، و یه لول توی ذهنم بالاتر رفتی کلا!
یه خورده از تعریفش خوشم اومد اما خب زیاد برام مهم نبود. من دنبال این بودم که توپ اجرا کردن یه سری تغییرات رو بندازم توی زمین اوشون که موفق نشدم و الان مسئولیتی به عهده ام قرار گرفته که هیچوقت انجامش ندادم و فکر هم نمیکردم به همچین چیزی برسم!
آخر جلسه قرار شد من و یکی از مدیرای میانی با هم رسما عهده دار تغییرات شرکت و تحقیق در اینباره بشیم.
به اون مدیر همکارم گفتم که همه راهکارهای من بر مبنای وجود نقشی در شرکت با عنوان CEO بوده و الان رفتم توی آمپاس! چون توی اون جلسه مدیرعامل گفت که فرض کنید من اصلا نیستم و هر چیزی که لازم داشتید بگید در اختیارتون میزارم، از پول گرفته تا هر چیز دیگه ای.
خب فکر اینجاش رو نکرده بودم!
این هفته هم فکرم درگیر سهام های بورسیم هست، هم این پای چلاق شده، هم اربعینی که نمیدانم امسال جامانده میشوم یا نه، هم اینکه میخوام توی شرکت چیکار کنم دقیقا!

کلمات کلیدی: جلسه ,هم ,توی ,یه ,مدیر ,رو ,گفتم که ,یه سری ,مدیر عامل

clear_all آخرین مطالب این وبلاگ

clear_all آخرین ارسال ها

keyboard_arrow_up